درسنامه آموزشی مدیریت خانواده و سبک زندگی پسران کلاس دوازدهم
درس 16: پختگی عاطفی
همجوشی (صفحه 95 کتاب درسی)
نمونهای از موقعیتی را که به خاطر نیاز اعضای خانواده، برنامۀ خود را تغییر داده و به آنها رسیدگی کردهاید، برای دوستانتان بازگو کنید.
پختگی یا بلوغ عاطفی، یعنی فرد عواطف خود و دیگران را درک و مدیریت کند؛ بهطوری که فرد بتواند احساسات دیگران را درک کرده و متوجه شود چه احساسی داشتهاند که اینگونه رفتار کردهاند. بلوغ عاطفی عامل شیرینی و رفع تنشهای خانوادگی است.
شاخصهای پختگی عاطفی
بلوغ یا پختگی عاطفی نشانههای مختلفی دارد:
1- رفتار متناسب با احساس دیگران
به اختلافاتی که در خانواده و با هم کلاسیهایتان داشتهاید، توجه کنید. همیشه دیگران مقصر نیستند؛ شاید شما طرف مقابل را درک نکردهاید. باید بتوانید احساس دیگران را درک کرده و رفتار متناسب با عواطف دیگران از خود بروز دهید.
به عنوان نمونه وقتی پدر از مسئلهای ناراحت است و حوصله ندارد، زمان مناسبی برای درخواست یا بحث نیست.
چند راهکار برای درک احساس دیگران در زیر آمده است:
- به حالات ظاهری دیگران دقت کنید و عواطف آنها را حدس بزنید؛ اگر درست نبود با تمرین بیشتر تلاش کنید حدسهای هوشمندانهتری بزنید.
- مقدمات هیجانات مختلف مثل خشم را در افراد مختلف بشناسید. دقت کنید که هر کلام و رفتاری که بروز میدهید، چه تأثیری در فرد مقابل خواهد داشت. کلمات و حتی لحن شما میتواند حال او را بدتر یا بهتر کند. با تنظیم رفتارتان، مانع تشدید هیجانات منفی فرد مقابل شوید. به این فرایند «بازخوردگیری (Feedback)» میگویند. به طور نمونه وقتی متوجه میشوید بهانهگیری یکی از نزدیکانتان مقدّمۀ به راه افتادن جنجال جدیدی است، به جای مشاجرۀ تحریکآمیز، سعی کنید موضوع را تغییر بدهید.
- خودتان را جای دیگران بگذارید. مثلاً وقتی که فردی ناراحت است، در نظر بگیرید که اگر شما در شرایط او بودید، چه احساسی داشتید؟ نیاز داشتید که اطرافیان چه رفتاری با شما داشته باشند؟ سعی کنید همان رفتار را بروز دهید. این همان کلید طلایی اخلاق است. البته با ملاحظۀ تفاوتهای سنی، شخصیتی و جنسیتی به این سؤالات پاسخ دهید.
- دگردوستی را در خود تقویت کنید. اینکه دائماً به فکر خودتان هستید، باعث میشود نتوانید دیگران را بفهمید. اگر خودخواهیهای خودمان را کمتر کنیم، میتوانیم دیگران را بفهمیم.
2- همدلی کردن
هر فردی در زندگی کمبودها، مشکلات و ناراحتیهایی را تجربه میکند. در چنین شرایطی انسان بیش از هر چیز نیاز به همدلی دیگران دارد. ابراز همدلی یعنی طوری با طرف مقابل صحبت یا رفتار کنید که احساس کند شما او را درک میکنید و احساساتش را میفهمید.
پس زبان محرمی خود دیگر است
همدلی از همزبانی بهتر است
مولوی
در ذهن تو چه میگذرد؟
خود را در موقعیتی تجسم کنید که در کاری موفق نشدهاید و احساس شکست میکنید. تمایل دارید اطرافیان چه برخوردی داشته باشند و چگونه با شما صحبت کنند؟ چه راههای دیگری را برای همدلی مفید یا مضر میدانید؟
برای همدلی کردن با دیگران، موارد زیر میتواند مؤثر باشد:
- به احساسات و هیجانات طرف مقابل توجه کنید و صحبتهایش را خوب گوش دهید تا بتوانید از دید او به مسائل نگاه کنید و تا حرفش تمام نشده حرف زدن خود را شروع نکنید. خوب شنیدن یک هنر است که باید برای زندگی یاد بگیرید. بخش زیادی از مشکلات دیگران با شنیدن حل خواهد شد. انسان دنبال گوش شنواست.
- خیلی از افراد در مواجهه با مسائل دردناک دیگران، نسبت به آن قضاوت میکنند یا بی درنگ در پی ارائۀ راهحل، کوچک نشان دادن مشکل، تحلیل منطقی مسئله، سرزنش و یا مقایسه هستند که اینها خود مانع همدلی است. همدلی کردن با مشورت دادن متفاوت است. کسی که مشکلی دارد قبل از هر چیز نیاز دارد کسی او را درک کند تا اینکه به او راه حل نشان دهد. جملاتی مثلِ «با گذر زمان حالت بهتر میشود»، «این قدر سخت نگیر، مشکلت چندان هم بزرگ نیست»، «آن قدرها هم شرایطت بد نیست»، «این مسئله یک جنبۀ مثبت و خوب هم دارد که میتوانی به آن توجه کنی» معمولاً به همدلی آسیب میزند.
- قراردادن خود در جای دیگران و توجه به شرایط، موقعیت، ویژگیها و گذشته فرد به همدلی کمک میکند.
- در برخورد همدلانه مجبور نیستید طرف مقابل را کاملاً تأیید کنید؛ بلکه به جای آن، صحبتهایش را تکرار و احساساتش را تصدیق کنید.
- اینکه شما سریع خود را در موقعیت طرف مقابل فرض کنید، و به اشتباه او پی ببرید و سریع بگویید «من اگر جای تو بودم، بهتر عمل میکردم»، بعید است بتوانید او را از همدلی خود مطمئن کنید.
- به بهانۀ اینکه طرف متوجه اشتباهش نمیشود، از همدلی و گذشت صرف نظر نکنید. وقتی همدلی کنید، بهتر میتوانید او را متوجه اشتباهاتش کنید.
در مورد مهارت همدلی خارج از خانواده باید توجّه داشته باشید که:
- شما مسئول همۀ ناراحتیها و مشکلات دیگران نیستید. اگر ظرفیت شنیدن دردهای طرف مقابل را ندارید، لازم نیست سنگ صبور همه باشید. خیلی محترمانه از موقعیت فاصله بگیرید. میتوانید مشاور مورد اعتمادی را معرفی کنید و برای حل مشکل آنها دعا کنید.
- گاهی خوب است قبل از همدلی، قصد طرف مقابل را حدس بزنید. بعضیها برای اینکه بتوانند به کسی نزدیک شوند از «عواطف» او سوءاستفاده میکنند. مواظب باشید به بهانۀ همدلی، آسیب جدی نبینید.
- در مشکلات جدی پیش آمده تنها همدلیکردن کافی نیست و باید برای رفع مشکل کمک بگیرید.
3- مدیریت ابراز احساسات
هر فردی باید بتواند متناسب با موقعیت، احساسات و رفتارهای درست از خود بروز دهد. مثلاً کسی که در خانه دائما و صرفنظر از موقعیتهای مختلف گلایه میکند و انرژی منفی به وجود میآورد، نپختگی خود را نشانذمیدهد. شنیدهاید که میگویند «فلانی روی اعصاب است». از طرف دیگر کسی که مدیریت بر احساسات ندارد، هیجانات خود را به روشهای مختلف به دیگران ابراز میکند و ارزش خودش را کم میکند.
4- مدیریت روابط عاطفی
به هر رابطهای که در آن سهم قابل توجهی از عاطفه درگیر شود، رابطه عاطفی میگویند و یکی از نشانههای مهم پختگی عاطفی، مدیریت این گونه روابط است؛ یعنی شما بتوانید مناسبترین رفتار را نسبت به خود و طرف مقابل بروز دهید. در این شرایط ضمن اینکه عزت نفس خود را حفظ میکنید، باعث پایداری در ابراز عواطف میشوید.
در بین نوجوانان، گاهی رابطههای عاطفی افراطی شکل میگیرد. این مسئله در بین پسرها شکلهای مختلفی دارد. گاهی رابطه عاطفی با افراد بزرگتر یا کوچکتر به وجود میآید؛ در حالی که نیازها، شرایط و آگاهیهای این دو نفر با همدیگر یکسان نیست و معمولاً آسیب زاست؛ برای همین عموماً جامعه و خانوادهها نسبت به این دوستیها حساس هستند. البته این مسئله در سنین بالاتر، کمرنگ میشود.
گاهی نیز بین دو همسن علاقۀ شدید عاطفی برقرار میشود که به «دوستی افراطی» معروف است. در این روابط، دو نفر احساس میکنند به شدت به هم وابسته شدهاند و اگر در کنار هم نباشند، احساس خلأ میکنند. معمولاً برخوردهای آنها در قالب رفتارهای خارج از عرف و یا اظهار محبتهای ظاهری است که باعث حساسیت دیگران میشود و اعتبار اجتماعی آن دو را زیر سؤال میبرد.
ضربات عاطفی:
گاهی بعضی از افراد در روابط خانوادگی، دوستانه، یا حتی در رابطه با معلمشان، به نحوی دچار ضربات عاطفی شدهاند که دیگر حوصلۀ درگیری عاطفی جدیدی را ندارند. این ضربات عاطفی بعد از یک علاقۀ عمیق با فرد دیگری رخ میدهد؛ یعنی یک رابطۀ صمیمی که فرد در آن عواطف سرشار خود را به طرف مقابل ابراز کرده، ولی انتظاراتش برآورده نشده یا اگر هم شده دوام نیافته است.
با توجه به مطالب این درس، به خوبی میتوان این ماجرا را تحلیل کرد. ضربات عاطفی از چند مورد از ناپختگیهای عاطفی ناشی میشود:
- کسی که در ابراز عواطف افراط میکند و دیگران را از خود خسته میکند، باید انتظار راندهشدن را داشته باشد.
- رفتارهای بچگانهای مثل قهر، کینه، رقابت و انحصارطلبی در دوستی، باعث از دست دادن دوستان و اطرافیان میشود.
- ابراز عواطف در جایی که شایسته نیست، ضربات عاطفی را به دنبال خواهد داشت.
- کسی که به ابراز عواطف مشکوک دیگران، پاسخ دهد باید انتظار ضربات عاطفی را داشته باشد.
یکی از دلایل این ضربات عاطفی آن است که چیزی را که فرد باید با ازدواج به دنبال آن باشد، از طریقی غیر ازدواج دنبال میکند. در نتیجه ادامۀ این مسیر، رمقی برای نشاط و عواطف انسان باقی نمیگذارد.
برخی از افراد با کوچکترین خلأعاطفی دچار نوسانات عاطفی میشوند و نمیتوانند روابط عاطفی خود را مدیریت کنند. خلوت با خدا و صحبتهای محرمانه با او، آن قدر آرامش بخش است که خلأهای عاطفی انسان را پر میکند. این تجربه، برای تقویت خلأهای عاطفی و تنظیم نوسانات آن مفید خواهد بود.

همجوشی (صفحه 99 کتاب درسی)
اگر در میان اقوام و آشنایان کسی را میشناسید که دچار ضربات عاطفی شده است، داستان او را برای هم کلاسیهایتان نقل کنید.
به نظر شما این ضربات عاطفی چه علتهایی داشته و چه باید بکنیم که به آن دچار نشویم؟
خامیهای ناظر به ازدواج
در ابتدای این فصل بیان شد که در فاصلهای که تا ازدواج دارید، لازم است پختگیهای موردنیاز را در خودتان محقق کنید. در پایان، چهار علامت معرفی میشود که تا وقتی این علائم در شما وجود دارد، نشان میدهد پختگی لازم برای ازدواج را ندارید:
1- اگر به خاطر احساس گناه، ترس یا خشنود کردن یک نفر دیگر میخواهید ازدواج کنید؛ ممکن است به خاطر اینکه نمیخواهید احساسات یک نفر دیگر را جریحهدار کنید یا زیر قولتان بزنید، تن به ازدواج بدهید. ازدواج کردن به منظور راضی و خشنودکردن هر کس دیگری غیر از خودتان، کاری کاملاً غیرعاقلانه و نادرست است. «ازدواج ترحمی ممنوع»
2- اگر تعهّدات ازدواج و زندگی مشترک را قبول ندارید امّا در این مورد به طرف مقابلتان چیزی نگفتهاید؛ قبل از هر گونه اقدامی حتماً در این مورد با طرف مقابلتان مفصّلاً صحبت کرده و همۀ عقایدتان را بیان کنید.
3- اگر آمادگیهای لازم برای ازدواج را ندارید و صرفاً میخواهید ازدواج را تجربه کنید؛ بعضی هوس و آرزوی ازدواج دارند؛ در صورتی که ابتدا باید شناختی از ازدواج و معیارهای آن و مسئولیتهایش پیدا کنند، سپس با آگاهی و آمادگی لازم وارد ازدواج شوند.
4- اگر فکر میکنید طلاق، چیز بدی نیست؛ اگر با این نگرش در حال ازدواج کردن هستید که اگر اوضاع خوب نبود، مسئلهای نیست، طلاق میگیریم؛ این اصلاً علامت خوبی نیست. یعنی شما هنوز برای متعهدشدن و قبول مسئولیت آماده نیستید.